تبليغاتX
shahneshin & saraneh
موقعيت جغرافيايي ريجاب

منطقه ریجاب با وسعت 40 کیلومتر مربع و به عبارتی در 120 کیلومتری شمال غرب شهرستان کرمانشاه واقع شده است. این منطقه از سمت شمال به شهرستان ثلاث باباجانی و از شرق به شهرکرندغرب و از جنوب به دهستان ÷اتاق و از طرف غرب به دشت ذهاب محدود می شود. ریجاب از توابع شهرستان دالاهو و دارای 15 روستا می باشد.


مرتفع ترین نقطه ریجاب 2540متر و پست ترین نقطه 500متر از سطح دریا ارتفاع دارد. از نظر ناهمواری ها منطقه ریجاب به دو بخش کوهستانی و دشت های میان کوهی تقسیم می شود. کوه های این منطقه جزئی از زاگرس چین خورده با جهت شمال غرب- جنوب شرق می باشد.

برای مشاهده ادامه مطلب بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 13:34 توسط m.rostami |

5.jpg


خانواده شیمیایی کرم ویسی:

"زرده را تنها نگذارید"
 

 

 


برای رهایی از گرمای تابستان مثل بقیه اهالی روستای زرده روی پشت بام می خوابید. نسیم خنک شبانگاهی نفسش را باز می کرد. ستاره ها چشمک زنان او رابه خوابی شیرین دعوت می کردند. خوابش نمی برد. کمی ستاره ها را شمرد و پلکهایش سنگین شد. ساعت حوالی 6 صبح بود که ناگهان صدای راکت ها و موشکهای عراقی ها همه را از خواب پراند. او نیز مثل بقیه اهالی سراسیمه به حیاط آمد تا جان خود و فرزندانش را نجات دهد، ناگهان بوی عجیبی فضای خانه را پر کرد و چشمانش دیگر جایی را نمی دید.

"هوشنگ کریم ویسی "از لحظات پر التهاب روز 31 تیر ماه می گوید:
آن روز 17ر اکت به سمت زرده شلیک شد. از بالای گردنه "بابایادگار" که زیارتگاه نزدیک روستا است مورد حمله شیمیایی قرار گرفت تا چشمه اصلی. همه کسانی که از آب آلوده چشمه نوشید شهید شدند. کسانی که زنده ماندند به بیمارستان های کرمانشاه و اسلام آباد غرب،تهران ، شیراز و همدان منتقل شدند. ولی بسیاری از مردم نیز در بین راه ماندند و مجبور شدند به زرده برگردند. چون تنگه مرصاد آن موقع در دست منافقین بود و مردم بیگناه قادر به رفتن به کرمانشاه و اسلام آباد غرب نبودند و بسیاری در اثر همین عمل منافقین شهید شدند. و این گونه یک فاجعه بزرگ انسانی به وقوع پیوست.
وی با تاکید بر اوضاع نابسامان آن روزهای زرده افزود: بعد از حمله شیمیایی به زرده من به اتفاق همسر و دو دخترم "زیبا" و "شهلا "به بیمارستان منتقل شدیم و در همان روز دختر سوم ام "شیوا" به دنیا آمد. البته فرزندان دیگرم"روناک"،" کوروش" و "سروش" که بعد از این جریان متولد شدند نیز از عوارض شیمیایی رنج می برند .

این جانباز در مورد شرایط کنونی اش خاطر نشان کرد:

یک مینی بوس دارم که تنها وسیله نقلیه عمومی روستا است. با وجودی که کار کردن به خصوص در هوای گرم بسیار برایم دشوار است اما به خاطر مردم زرده هر طور هست این کار را انجام می دهم . بعضی وقتها هم قادر به کار نیستم و مجبورم به استراحت مطلق بپردازم.
وی با تاکید بر مشکلات عدیده روستا از نبود آمبولانس ،دکتر و هزینه های بسیار بالای داروهای مخصوص مصدومین شیمیایی ناراضی است و خواستار رفع این مشکلات توسط مسئولین است.
با همسر هوشنگ کریم ویسی خانم "فریده فرهادی" به گفتگو پرداختیم و وی با اشاره به جانباز بودن خود و فرزندانش خواستار اعطای تسهیلات و یا شرایطی شد تا فرزندان او نیز مانند دیگر ان بتوانند رد شرایط خوبی ادامه تحصیل بدهند.
وقتی از "کرم کرم ویسی "دیگر جانباز عضو این خانواده خواستم سخنی بازگوید؛ از توجه رسانه به امر اطلاع رسانی در مورد  فاجعه زرده گفت و این که مردم و مسئولین این روستا را تنها نگذارند.

انتهای گزارش

فرزاد اردشیری

 

در همین زمینه بخوانید:

 مسئول خانه بهداشت روستای زرده : مسئولین به داد مردم زرده برسند

گزارش خانه ملت از وضعیت مصدومان شیمیایی روستای زرده

زرده؛ دهکده شیمیایی ها

گزارش تصویری روستای شیمیایی شده زرده در استان کرمانشاه


تصاویر مرتبط

 
karam-vici4.jpg

karam-vici2.jpg

karam-vici3.jpg

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388ساعت 23:31 توسط m.rostami |

آیا تا حالا دلتون نخواسته که یه تصویر سیاه و سفید رو با رنگ زیبا تر و جذاب کنید.
3روش برای رنگی کردن یه تصویر وجود داره که من ساده ترین و پر کاربرد ترین رو برای شما توضیح می دم.
حالا با هم دیگه عکس زیر رو رنگی می کنیم.ساده هستش و 10 دقیقه بیشتر وقتتون رو نمی گیره.

بر روی ادامه مطلب کلیک کنید تا شاهد روش شوید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 4:44 توسط m.rostami |

کسانی که به گرافیک و نرم افزارهای آن علاقه دارند حتما نام فتوشاپ ، نرم افزار معروف Adobe را زیاد شنیده اند. شاید بسیاری این نرم افزار را بهترین برنامه برای اصلاح و تغییرات عکس های خود بدانند. پس دست به کار شوید و 25 ترفند بسیار مفید درباره این نرم افزار را بیاموزید.

برای مشاهده 25 ترفند بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 4:40 توسط m.rostami |

برای ترفند بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 4:28 توسط m.rostami |

برای مشاهده ادامه مطلبو کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 4:24 توسط m.rostami |

برای تصحیح رنگ در فتوشاپ بر روی ادامه مطلب کلیک کنید تا جزئیات کامل مشاهده کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 4:15 توسط m.rostami |

در اين آموزش ياد خواهيم گرفت كه چگونه يك كاغذ قديمي و تاريخي درست كنيم.

برای ادامه کار بر روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 3:56 توسط m.rostami |

با درود

باتوجه به باز نشدن شبکه 3 موقع پخش فوتبال برای بعضی دوستان این اموزش را قرار می دهم!!!

دوستان گرامی کدهای بیس اصولا" در دوحالت 16 تایی و32 تایی وارد می شوند واصولا" در هر رسیوری و در هر ردیفی فقط 16 عدد کد وارد می شوند به غیر از استرانگ که 32تایی در یک ردیف قرار می گیرد واگر شبکه ای کد ان 32 تایی بود باید 16 تای اول را در یک ردیف و16 تای دوم را در ردیف زیرین وارد کرد!!

در شبکه سه هم ما حداکثر 16 عدد کد داریم(1111113311111133) که اگر دقت کنید تمام انها در یک ردیف جا میگیرند و تعداد دقیقا" با خانه های یک ردیف برابرند!!

پس نیازی به وارد کردن در 2 ردیف نیست مگر اینکه کد شبکه مورد نظر 32 تایی باشد که در بالا توضیح دادم!!!


طریقه وارد کردن کد بیس در هایویژن و ایکلاس از سمت چپ به راست:

1111113311111133 0003
کد 16 تایی ایدنت

تذکر: در مواردی مشاهده شده است که حتی در صورت عمل کردن موارد بالا شبکه 3 باز نمی شود که به این دلیل است که در این مدل ایدنت همان سی ایدی کانال می باشد که به هگز تبدیل میشود وچون شبکه های دیگرهم ممکن است که با همین سی ایدی پخش شوند ودر نهایت ایدنت انها در این مدل با هم یکی شوند شبکه مورد نطر بازنمیشود که باید برایه رفع این مشکل کد شبکه 3 سیما را در اولین ردیفی که وارد قسمت بیس می شویم وارد کنیم واز درست کردن ردیف دیگر که در اخر ردیف ها قرار بگیرد خودداری کنید!

زمانی که شما وارد قسمت بیس می شوید در اولین ردیف که سمت چپ با شماره 1 مشخص شده کد مورد نطر را وارد کنید تا شبکه 3سیما موقع پخش فوتبال بازشود!


برای رفتن به منویه کد دهی ابتدا به قسمت کارت خان رفته و دگمه قرمز روی ریموت را فشار دهید و از جدولی که برایتان ظاهر می شود گزینه اخر بیس است که انجا باید کدها را وارد کنید!!

______ روش دیگر

ابتدا از قسمت plug گزينه show monitor را بازميكنيم واز انجا به قسمتshow editor ميرويم بعد ازان در سر برگ بلا قسمت sids را انتخاب ميكنيم و در قسمت راست صفحه در قسمت add/editابتدا گزينه add newرا ميزنيم بعد براي نام كانال irib tv3 را انتخاب مكنيم در قسمت sid شماره 3 را مينويسيم در tidشماره1 ودر pmtعدد 213 در ecm عدد1 و در provid-idاين ايدنت يعني 1fff در caidهم ايدنت 1fff ودر bissوdcw كد 1111113311111133 را وارد ميكنيم و در انتها گزينه اپديت را ميزنيم حالا ديگر هر بار كه اين شبكه كد شده باشد اين كانال براحتي با يك كليك باز ميشود..
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 2:19 توسط m.rostami |

زبان ایرانی کهن

از زبانهاي ايراني کهن به دو زبان فارسي باستان و اوستائي به وسيله مدارک کتبي آشنائي داريم:
فارسی باستان
: این زبان که فرس قدیم وفرس هخامنشی نیز خوانده شده ، زبان رسمی آریاییان دردورۀ هخامنشیان بود ، وآن با سنسکریت واوستایی خویشاوندی نزدیک دارد . مهمترین مدارکی که از زبان فارسی باستان در دست است ، کتیبه های شاهنشاهان هخامنشی است که قدیم ترین آنها متعلق به « اریارمنه » پدر جد داریوش بزرگ ( حدود 610 ـ 580 قبل از میلاد ) [ یعنی دوهزارو شش صدو هفده سال قبل از امروز ] و تازه ترین آنها از ارد شیر سوم ( 358 ـ 338 ق. م. ) است . مهمترین وبزرگترین اثر از زبان فارسی باستان کتیبۀ بغستان ( بیستون ) است که بامر داریوش برصخرۀ بیستون ( سرراه همدان بکرمانشاه ) کنده شده . این کتیبه ها بخط میخی نوشته شده وازمجموع آنها قریب 500 لغت بزبان فارسی باستان استخراج می شود .

زبان اوستائي: زبان يکي از نواحي شرقي ايران بوده است‚ ولي به درستي معلوم نيست کدام ناحيه‚ و نيز روشن نيست که اين زبان در چه زمان از رواج افتاده. تنها اثري که از اين زبان در دست است اوستا کتاب مقدس زرتشتيان است. سرودهاي خود زرتشت گاثاها که کهنترين قسمت اوستاست حاکي ازلهجه قديمتري از اين زبان است. کمترین زمانی که برای پیدایش زرتشت ميتوان قرار داد قرن ششم قبل از ميلاد است. بنابراين زبان گاثاها تازه تر ازاين زمان نيست ولي ميتواند بسیار قديمتر باشد.
اوستا به خطي نوشته شده که به خط اوستائي مشهور است و ظاهرا در اواخردوره ساساني در حدود قرن ششم ميلادي . به همين منظور از روي خط پهلوي اختراع گرديده و به خلاف خط پهلوي خطي روشن و ساده و وافي به مقصود است.
اوستا کتاب دینی – تاریخی زرتشتیان در يک زمان نوشته نشده‚ بلکه چنانکه از چگونگي زبان و مضمون قسمتهاي مختلفش پيداست در دورههاي مختلف انشاء گرديده است . کتاب اوستا به مرور زمان توسط موبدان مختلف گردآوری و تهیه شده است و مرجع اصلی دینی زرتشتیان گاتها است .
از زبانهاي کهن ديگر اثر مستقلي هنوز به دست نيفتاده‚ ولي از وجودبعضي از آنها به وسيله کلماتي که در زبانهاي ديگر به جا مانده و يا ذکري که مورخان کرده اند و يا به وسيله صورت ميانه اين زبانها‚ آگاهيم.
از اين جمله يکي زبان مادي کهن ایران است که زبان شاهان سلسله ماد و مردم مغرب و مرکز ايران بوده است. در کتيبه هاي شاهان آشور از مردم ماد نام برده شده. کلماتي از اين زبان در زبانهاي يوناني و لاتيني باقي مانده‚ ولي ماخذ عمده اطلاع ما از اين زبان کلمات و عباراتي است که درکتيبه هاي شاهان هخامنشي که جانشين شاهان مادي بودند به جاي مانده است.
ديگر زبانهاي سغدي و خوارزمي و سکائي و پارتي است که از صورت ميانه آنها مدارک کتبي در دست است و همه به نواحي شرقي فلات ايران تعلق دارند . در کتيبه هاي داريوش بزرگ نام شهرهایی که اين زبانها در آنهارايج بوده ياد شده: سغد‚ خوارزم ‚ سکا و پارت . همچنين از شهرهای ديگري چون هرات و رخج و بلخ نام برده شده که زبان جداگانه داشته اند. در مآخذ ديگر نيز به نام زبانهاي بلخي و رخجي و هروي و مروزي و سگزي و کرماني برميخوريم که به تدريج از ميان رفته اند.
زبانهاي ايراني کهن با زبانهاي کهن هندوستان به خصوص زباني که درسرودهاي ودا ‚ که قديمترين اثر زبانهاي آريائي است‚ به کاررفته نزديکي و شباهت بسيار دارند. غالب افعال و پيشوندها و پسوندها ولغات اصولا يکي است‚ اما افعال و کلماتي نيز هست که مخصوص يکي از دودسته است‚ مانند گفتن و سال و برف که تنها درزبانهاي ايراني ديده ميشود. براي دريافتن شباهت اساسي اين زبانها ميتوان به ده عدد اول زبان سانسکريت و اوستائي توجه نمود:
در اصوات و قواعد صرفي نيز اصولا زبانهاي کهن هند و ايراني مشترک اند‚ولي چنانکه از مقايسه ده عدد اول نيز برميآيد بعض تفاوتهاي اصلي دراصوات ميان دو زبان وجود دارد که ميتوان آنها را به عنوان ميزان تشخيص به کار برد.

زبان ایرانی میانه

زبانهاي ميانه‚ فاصل بين زبانهاي کهن و زبانهاي کنوني ايران اند. دشوار است بگوئيم زبانهاي ميانه از چه تاريخي آغاز ميشود. اگر در نظربياوريم که سير و تحول زبان از صورتي به صورتي ديگر تدريجي است‚ اين نکته نيز به دست ميآيد که تصور حد قاطعي ميان زبانهاي کهن و ميانه وکنوني هميشه ممکن نيست.
ميزان تشخيص زبانهاي ميانه اصولا يکي تفاوت آنها نسبت به صورت قديمتراين زبانها عموما ساده تر بودن ‚ و ديگر متروک بودن آنهاست. اما ممکن است بعضي از زبانهاي رايج در تحول محافظهکارتر از بعضي زبانهاي متروک باشند . چنانکه پشتو و آسي از پارتي و فارسي ميانه محافظه کارترند .
از کتيبه هاي شاهان اخير هخامنشي ميتوان دريافت که زبان فارسي باستان از همان ايام رو به سادگي ميرفته و اشتباهات دستوري اين کتيبه ها ظاهراحاکي از اين است که رعايت اين قواعد از رواج افتاده بوده است. بنابراين ميتوان مقدمه ظهور فارسي ميانه را به اواخر دوره هخامنشي منسوب داشت حدود قرن چهارم پيش از ميلاد .
اطلاع ما از زبانهاي ايراني ميانه با کشفياتي که از اوايل اين قرن درآسياي مرکزي و چين حاصل شد افزوده گرديد و چند زبان ميانه که قبلا ازآنها آگاه نبوديم به دست آمد. فعلا از زبانهاي ميانه‚ فارسي ميانه پهلوي‚زبان ساسانيان و زبان پارتي زبان اشکانيان و زبان سغدي و زبان سکائي ختني و زبان خوارزمي شناخته شده. قطعات کوچکي نيز به خطي مشتق از خط يوناني به دست افتاده که ظاهرا هپتالي و از زبانهاي ايراني است .از اين گذشته کلمات بسياري‚ از زبانهاي پهلوي و پارتي که در دوره هاي ساساني و اشکاني وارد زبان ارمني شده از مآخذ عمده براي تحقيق زبانهاي ميانه ايران به شمار ميرود.
زبانهاي ايراني را معمولا ميتوان برحسب شباهت صوتي و دستوري ولغوي آنها به دو دسته عمده تقسيم کرد: دسته غربي و دسته شرقي.
زبانهاي فارسي باستان و مادي و فارسي ميانه پهلوي و پارتي و فارسي کنوني به دسته غربي تعلق دارند. زبانهاي سغدي و سکائي و خوارزمي و آسي اوستي به دسته شرقي متعلق اند. زبان اوستائي از جهاتي به زبانهاي دسته غربي و از جهاتي به زبانهاي دسته شرقي شبيه است‚ ازاينرو منسوب داشتن آن به يکي از اين دو دسته آسان نيست. از لحاظ موطن از زبانهاي شرق ايران است .

اين تقسيم بندي در زبانها و لهجه هاي امروزي ايران نيز صادق است‚ چنانکه پارسی و کردي و لري و بلوچي و لهجه هاي سواحل جنوبي خزر و لهجه هاي مرکزي و جنوبي ايران همه به دسته غربي تعلق دارند ولي پشتو زبان محلي افغانستان و يغنوبي بازمانده سغدي و لهجه هاي ايراني فلات پامير و آسي که مردم آن از مشرق به قفقاز کوچيده اند به دسته شرقي متعلق اند. لهجههاي کافري افغانستان دنباله زباني هستند که شايد حد فاصل ميان زبانهاي هندي و ايراني بوده است‚ و از اين جهت با هر دو دسته وجوه مشترکي دارد .
در زبانهاي ميانه به طور کلي ميتوان گفت که دستور زبان ساده تر شده و تصريف اسامي و صفات و ضمائر اگر از ميان نرفته مختصر گرديده ودستگاه مفصل افعال با وجوه و حالات و زمانهاي متعدد به سادگي گرائيده و به
کار بردن حروف اضافه براي تعيين حالات مختلف اسم بيش از زبانهاي کهن معمول گرديده و افعال مرکب رواج بيشتر يافته اند.
در زبانهاي ميانه دسته غربي تطور به سوي سادگي بيشتر پيش رفته. درپهلوي و پارتي عملا اسامي صرف نميشوند‚ تثنيه از ميان رفته است‚ تشخيص مذکر و مونث و خنثي نيز عملا ناپديد شده در کتيبه هاي پهلوي بعضي اساميبه y ختم ميشوند که در پهلوي کتابي به صورت w درآمده.

در اين دو زبان از ماده هاي اصلي فعل ماده مضارع که فعل امر و فعل التزامي نيز از آن ساخته ميشود باقي مانده; ماضي و مشتقات آن‚ چنانکه درفارسي دري و غالب لهجه هاي کنوني ايران معمول است‚ از صفت مفعولي ساخته ميشود‚ و اين يکي از مميزات مهم اين زبان هاست. براي اداي معني من گفتم در حقيقت عبارت گفته من با ضميرملکي به کار ميرود.

اين طرزبنا کردن فعل ماضي يکي از موجباتي است که در نتيجه آن در غالب لهجه هاي غربي ايران‚ و از جمله فارسي‚ ضماير و صيغه هاي حالت اضافه اهميت وتسلط يافته و غالبا ضماير فاعلي و ساير ضماير را به کلي از صحنه زبان راندهاست. در فارسي من اصولا ضمير ملکي است‚ که از منا در فارسي باستان نتيجه شده. ضمير فاعلي در فارسي باستان براي متکلم آدم است که درفارسي اثري از آن به جا نمانده‚ ولي در لهجه هاي شرقي ايران عموما و دربعضي لهجه هاي غربي مانند پارتي و خلخالي و تاتي اثر آن بجاست.
در مورد افعال لازم‚ صفت مفعولي با فعل معين‚ يعني با زمان حاضر فعل ,ha = بودن ‚ براي ساختن ماضي به کار ميرود. در سوم شخص صفت مفعولي به تنهائي کار فعل را انجام ميدهد. در پارتي سوم شخص جمع گاه با فعل معين به کار ميرود و گاه بدون آن.

زبانهاي دسته شرقي يعني سغدي و سکائي ختني و خوارزمي و آسي و پشتو و عدهاي از لهجههاي فلات پامير در لغات و تغييرات صوتي وقواعد دستوري مشترکاتي دارند که آنها را از دسته غربي متمايز ميسازد.

از حيث مشترکات دستوري ميتوان فقدان کسره اضافه يا نظير آن را در زبانهاي شرقي ذکر کرد . همچنين در ساختمان افعال ميتوان مشترکاتي يافت‚ چنانکه در سغدي و خوارزمي صيغه ماضي را ميتوان از ماده مضارع بنا کرد‚ به خلاف فارسي و پارتي که ماضي را هميشه از صفت مفعولي ميگيرد و نيز اين دو زبان کلمه کام را براي بناي فعل آينده و به عنوان معين فعل به کار ميبرند .

زبان پارتي : زبان پارتي زبان قوم پارت از اقوام شمال شرقي ايران است وزباني است که از جمله معمول اشکانيان بوده است. از اين زبان دو دسته آثارموجود است: يکي آثاري که به خط پارتي‚ که خطي مقتبس از خط آرامي است‚نوشته شده و ديگر آثار مانوي است که به خط مانوي‚ که مقتبس از خطسرياني است‚ ضبط گرديده.
قسمت عمده نوع اول کتيبه هاي شاهان متقدم ساساني است که علاوه بر زبان فارسي ميانه به زبان پارتي هم نوشته شده و گاه نيز به يوناني . قديمترين اين نوع آثار اسنادي است که در اورامان کردستان که به مهد ایران کهن مشهور است به دست آمده کتيبه کالجنگال نزديک بيرجند به احتمال قوي متعلق به دوره ساساني است . ازمهمترين اين آثار روايت پارتي کتيبه شاپور اول بر ديوار کعبه زرتشت نقش رستم و کتيبه نرسي در پايکولي کردستان و کتيبه شاپور اول در حاجي آباد فارس است.
در اين کتيبه ها مانند کتيبه هاي پهلوي عده زيادي هزوارش آرامي به کاررفته که عموما با هزوارشهاي پهلوي متفاوت است.
اسناد سفالي که در اکتشافات اخير نسا ‚ شهر قديمي پارت که محتملا مقبره شاهان اشکاني در آن قرار داشته‚ به دست آمده‚ به خط آرامي نزديک به خط نسخه اورامان است. هنوز کاملا مسلم نيست که زبان اين اسناد پارتي است يا آرامي. اگر چنانکه محتمل است پارتي باشد ميتوان اين اسناد را که متعلق به قرن اول پيش از ميلاد است قديمترين سند زبان پارتي شمرد .
آثار مانوي پارتي از جمله آثاري است که در اکتشافات اخير آسياي مرکزي تورفان به دست آمد. اين آثار همه به خطي که معمول مانويان بوده و مقتبس از سرياني است نوشته شده و به خلاف خط پارتي هزوارش ندارد ونيز به خلاف خط کتيبه ها که صورت تاريخي دارد‚ يعني تلفظ قديمتري از تلفظ زمان تحرير را مي نماياند‚ حاکي از تلفظ زمان تحرير است.
اين آثار را ميتوان دو قسمت کرد: يکي آنهائي که در قرن سوم و چهارم ميلادي نوشته شده و زبان پارتي اصيل است‚ ديگر آثاري که ازقرن ششم به بعد نوشته شده و محتملا پس از متروک شدن زبان پارتي براي رعايت سنت مذهبي به وجود آمده هنوز اثري که قطعا بتوان به فاصله ميان قرن چهارم و ششم منسوب دانست به دست نيامده .
نسخي که از آثار مانوي به دست آمده عموما متاخر از تاريخ تاليف و متعلق بهقرن هشتم و نهم ميلادي است. در خط مانوي حرکات به صورت ناقص ادانموده شده است.
گذشته از آثاري که ياد شد کلمات پارتي که در زبان ارمني باقيمانده به خصوص از اين جهت که با حرکات ضبط شده براي تحقيق اين زبان اهميت بسيار دارد.
اگر آثار نسا را پارتي به شماريم‚ و همچنين با توجه به سند اورامان و پديدآمدن خط پارتي در قرن اول ميلادي به جاي خط يوناني که از زمان سلوکيها رواج يافته بود ميتوان گفت که زبان پارتي از اوايل قرن اول ميلادي يا کمي قبل از آن قوت گرفته و زبان رسمي و درباري شاهنشاهان ایران بزرگ شده بود.
انحطاط زبان پارتي را ميتوان به بعد از قرن چهارم ميلادي‚ يعني پس ازجايگير شدن سپاهيان ساساني براي مقابله با حملات اقوام شمالي منسوب داشت.
از لهجه هاي موجود ايران هيچ يک را نميتوان دنباله مستقيم زبان پارتي شمرد‚ لهجه هاي امروزي خراسان عموما لهجه هاي زبان فارسي است وزبان اصلي اين نواحي در برابر هجوم اقوام مختلف و نفوذ زبان رسمي دوره ساساني از ميان رفته است‚ ولي زبان پارتي در دوره حکومت اشکانيان به نوبه خود در زبان فارسي ميانه پهلوي تاثير زیادی کرده و اين تاثير را در زبان فارسي امروز نيز ميتوان ديد .

فارسي ميانه : از اين زبان که صورت ميانه فارسي باستان و فارسي کنوني است و زبان رسمي ايران در دوره ساساني بوده آثار مختلف به جامانده است که آنها را ميتوان به چند دسته تقسيم کرد: کتيبه هاي دوره ساساني که به خطي مقتبس از خط آرامي‚ ولي جدا از خط پارتي‚ نوشته شده. کتابهاي پهلوي که بيشتر آنها آثار زرتشتي است و خط اين آثار دنباله خط کتيبه هاي پهلوي و صورت تحريري آن است. عباراتي که بر سکه و مهر ونگين و ظروف و جز آنها به جا مانده است. آثار مانوي که به خط مانوي نوشته شده و همه از کشفيات اخير آسياي مرکزي است. همچنين بايدکتيبه هاي منقوشي را که در کنيسه دورا يافت شده‚ و نيز مخطوطات پهلوي را که به خط تحريري شکسته بر روي پاپيروس به دست افتاده در شمار آورد. در همه اين آثار به جز آثار مانوي هزوارشهاي آرامي به کار رفته است. خط کتيبه ها و خط کتابها و همچنين خط سکه ها و مهرها و نگينها خطوط تاريخي است‚ يعني حاکي از تلفظ قديمتر زبان است‚ ولي خط مانوي تلفظ معمول زمانرا منعکس ميسازد.
آثار موجود زبان پهلوي مفصلترين جزء ادبيات پيش از اسلام است و ازاين ميان سهم عمده خاص آثار زرتشتي است. بيشتر نزديک به تمام آثارپهلوي کتابي آثار زرتشتي است که غالبا در حدود قرن سوم هجري تدوين شده‚ هر چند اصل بعضي از آنها به دوره ساساني ميرسد.
مهمترين کتيبه زبان پهلوي کتيبه شاپور اول در کعبه زرتشت نقش رستم است. از کتيبه هاي ديگر ميتوان کتيبه کرتير موبد ساساني را در نقش رجب و کعبه زرتشت و کتيبه نرسي را در پايکولي اطراف کردستان نام برد.از آثار پهلوي کتابي که خاص ادبيات زرتشتي است دينکرد و بندهشن ودادستان دينيک و ماديگان هزارداستان و ارداويرافنامه و مينوگ خرد ونامه هاي منوچهر و پندنامه آذرباد ماراسپندان و همچنين تفسير پهلوي بعضي اجزاء اوستا را نام بايد برد. از آثاري که جنبه ديني بر آنها غالب نيست يادگار زريران و کارنامه اردشير بابکان و درخت آسوريگ و خسرو کواتان وريذک و ماديگان شترنگ درخور ذکر است.
زبان فارسي کنوني دنباله زبان پهلوي است. اما‚ عده زيادي لغات پارتياز زمان تسلط اشکانيان در فارسي ميانه پهلوي و در نتيجه در فارسي کنوني راه يافته. از اين قبيل است کلمات فرشته‚ جاويد‚ اندام‚ افراشتن‚خاستن ومرغ . همچنين پور در پهلوي پسر و مهر وچهر و شاهپور و فرزانه و پهلوان را بايد طبق قواعد زبانشناسي از کلمات پارتي محسوب داشت.

زبان سغدي : اين زبان در شهر سغد که سمرقند و بخارا از مراکز آن بودند رايج بوده است. سمرقند و بخار از مراکز مهم ایران بوده است که متاسفانه در روزگار قاجار به اشغال روس در آمد و امروزه نیز در تصرف کشوری ساختگی به نام ازبکستان قرار گرفته است . زمان سغدي زبان بين المللي آسياي مرکزي به شمارميرفت و تا چين نيز نفوذ يافت. آثار سغدي همه از اکتشافات اخير آسياي مرکزي و چين است.
آثار سغدي را ميتوان از چهار نوع شمرد: آثار بودائي‚ آثار مانوي‚ آثارمسيحي‚ آثار غيرديني. از اين ميان آثار بودائي مفصلتر است.
خط سغدي خطي است مقتبس از خط آرامي و در آن هزوارش به کار ميرود‚اما عده اين هزوارشها اندک است. همه آثار بودائي و همچنين آثار غيرديني و کتيبه قربلگسون در مغولستان به خط چيني و اويغوري و سغدي‚ متعلق به قرن سوم هجري هم به اين خط است. آثار مسيحي به خط سرياني و آثار مانوي به خط خاص مانويان نوشته شده.ميان آثار بودائي و مسيحي و مانوي مختصر تفاوتي از حيث زبان ديده ميشود که نتيجه تفاوت لهجه و تفاوت زماني اين آثار است. آثار سغدي مسيحي ظاهرا تلفظ تازه تري را نشان ميدهد. خط اصلي سغدي که آثار بودائيبه آن نوشته شده مانند خط پهلوي خط تاريخي است و حاکي از تلفظ قديمتري است.
زبان سغدي در برابر نفوذ زبان پارسی و ترکي به تدريج از ميان رفت. ظاهرا اين زبان تا قرن ششم هجري نيز باقي بوده است. امروز تنها اثر زنده اي که از زبان سغدي به جا مانده لهجه مردم يغنوب است که در يکي از دره هاي رود زرفشان بدان سخن ميگويند و بازمانده يکي از لهجات سغدي است.

زبان سکائي ختني : اين زبان‚ زبان يکي از اقوام سکائي مشرق است که يک زمان برختن در جنوب شرقي کاشغر استيلا يافتند و زبان خود را در آن سامان رايج ساختند اطلاق نام ختني به اين زبان ازاينروست .
آثار زبان سکائي عموما متعلق به قرن هفتم تا دهم ميلادي است و عبارت ازآثار بودائي‚ متون طبي‚ داستانها و قصص‚ نامه هاي بازرگاني ‚ اسناد رسمي و غير اينهاست. قسمت عمده اين آثار ترجمه از سانسکريت‚ ولي قسمتي نيزترجمه از زبان تبتي و يا انشاء اصيل است.
در آثار موجود اين زبان ميتوان صورت قديمتر و صورت تازه تري تشخيص داد. صورت قديمتر اين زبان از حيث دستور زبان به زبانهاي ايراني کهن شبيه است : اسم در هفت حالت صرف ميشود و دستگاه افعال مفصل است‚ اما درصورت تازه تر سکائي صرف اسامي خيلي ساده تر شده. تلخيص فوق العاده اصوات سکائي تازه يکي از مميزات آن به شمار ميرود.

زبان خوارزمي : زبان خوارزمي معمول خوارزم بوده و ظاهرا تا حدود قرن هشتم هجري رواج داشته است و پس از آن جاي به زبان فارسي و ترکي سپرده. ترکی زبان غیر ایرانی است که در آذربایجان ایران رواج یافته است و متاسفانه به مرور زبان آذری کهن ایران را ریشه ای پهلوی دارد را از میان برده است .
کشف آثار زبان خوارزمي ‚ گذشته از کلماتي که ابوريحان بيروني درآثارالباقيه ذکر کرده‚ به کلي تازه است . اين آثار عبارت است از دو نسخه فقهي به زبان عربي که در آن عباراتي به زبان خوارزمي نقل شده‚ و نيز لغت نامهاي که براي توضيح عبارات خوارزمي يکي از اين نسخ نوشته شده‚ ولي مهمترين اثر زبان خوارزمي مقدمةادب زمخشري است مشتمل بر لغات عربي و ترجمه خوارزمي است .آثار خوارزمي همه به خط عربي نوشته شده ولي هنوز خواندن و تعبير آنها پايان نيافته خواندن آثار مختصري که از زبان قديم خوارزم به خطي مقتبس از خط آرامي به دست افتاده هنوز ممکن نگرديده است . اشکال عمده اي که درخواندن عبارات خوارزمي مقدمةادب وجود دارد اين است که کلمات عموما اعراب ندارد و نقطه گذاري آنها نيز ناقص است.
زبان خوارزمي با زبان اطراف يعني زبان سغدي و سکائي و آسي نزديک است.در زبان خوارزمي چنانکه از مقدمةادب ونسخ فقهي مذکور برميآيد عده اي لغات فارسي و عربي وارد شده که حاکي از تاثير اين دو زبان در خوارزمي است.
گذشته از زبانهاي ميانه فوق الذکر که زبانهاي عمده اي هستند که آثار آنها امروز به دست است‚ زبان ديگري که با زبان سکائي ختن رابطه نزديک دارد در حوالي تمشق در شمال شرقي کاشغر معمول بوده که آثار مختصري از آن به دست افتاده‚ ولي هنوز کاملا روشن نيست.
صورتي از زبان آسي ميانه را ميتوان در بعضي اسامي تاريخي و جغرافيائي وهمچنين در بعضي کلماتي که در زبان مجارستاني داخل شده بازيافت .

شکوه ای از استاد یارشاطر :

دکتر احسان یارشاطر نویسنده همین جستار ارزشمند , در یک مقاله ای بسیار تعجب برانگیز در شمارهء پانزدهم مجله ميراث ايران که در امريکا به تيراز 15 هزار نسخه به چاپ رسید نام ایران را شایسته کشور ما ندانست !! با سوابقی که از این استاد گرانمایه در دست است این جستار ایشان همه سوابق ارزشمند وی را به زیر سوال می برد . ایشان نام کشور "فارس" را برازنده "ایران بزرگ" می داند . در حالی که فارس یا پارس تنها یک استان از کشور ایران بزرگ بوده است و ایران ما شامل همه اقوام آریایی ( کورد , آذری , فارس , لر , بلوچی , خوزی , ترکمن , ارمنی , تاجیک و . . . ) می باشد و ایران را پرشیا یا فارستان خواندن دروغی بزرگ بر همه هویت ملی و فرهنگی ایران زمین است . پرشیا یا پارس نامی است که کشورهای بیگانه بر ایران زمین نهادند همچون یهودیان در کتاب تورات , گزنوفون و هرودوت در یونان . تمامی اسناد سه الی چهار هزار ساله دینی زرتشتیان حکایت از آن دارد که سرزمین ما همان ارئینه وئیجه ( خواستگاه آریایی ها یا همان ایران کنونی ) بوده است . امیدواریم ایشان این جستار تفرقه انگیز خود را هرچه سریع تر اصلاح کنند .

گردآوری از ارشام پارسی , نویسنده دکتر احسان یار شاطر
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 1:40 توسط m.rostami |

همانطور که ميدانيد هر کاربر در ویندوز XP میتواند برای حساب کاربری خود رمز عبور تعیین کند؛ به طوریکه تنها با وارد نمودن رمز عبور امکان ورود به محیط ویندوز مهیاست. این رمز عبور به طور پیش فرض تاریخ انقضایی ندارد و همیشگی است و تا زمانی که مجددأ توسط کاربر تغییر نکند پابرجا خواهد ماند. اما شاید شما دوست داشته باشید که برای رمز عبور حساب کاربری خود در ویندور تاریخ انقضایی تعیین کنید. بدین گونه که به عنوان مثال بعد از 14 روز رمز باطل شده و از سیستم محو گردد و طبعأ پس از آن دیگر برای ورود به ویندوز به وسیله آن حساب کاربری نیاز به وارد کردن پسورد نخواهد بود. جالب است بدانید این کار بدون نیاز به برنامه جانبی خاصی و تنها از طریق محیط ویندوز و رجیستری امکان پذیر است. هم اکنون به معرفی این ترفند میپردازیم.

توجه: خواندن ترفند در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:58 توسط m.rostami |

swine-flu1

آنفلوانزای خوکی چیست؟

خوک ها نیز مانند انسان ها به آنفلوانزا مبتلا می شوند، اما ویروس آنفلوانزای خوکی (H1N1) مشابه ویروس آنفلوانزای انسانی نیست و در حالت عادی این ویروس باعث ابتلا انسان ها به این بیماری نمی شود، فقط در گذشته موارد بسیار کمی از ابتلا به این بیماری در افرادی که در تماس نزدیک با این حیوانات بوده اند گزارش شده است. اما جدیدا یک نوع جدید از این ویروس در اثر جهش ژنتیکی ایجاد شده است که انسان ها را مبتلا می کند و در عین حال به راحتی از انسانی به انسان دیگر سرایت می کند و به این ترتیب افرادی که هیچ گونه تماسی با این حیوانات ندارند نیز در معرض ابتلا قرار می گیرند.

علائم ابتلا به آنفلوانزای خوکی چیست؟

علائم آنفلوانزای خوکی بسیار شبیه به آنفلوانزای معمولی است و شامل تب، سرفه، گلودرد، بدن درد، سردرد، لرز و خستگی است و در بعضی افراد تهوع و استفراغ هم گزارش شده است. این بیماری ممکن است با علائم دیگری نیز همراه باشد. به یاد داشته باشید که هیچ پزشکی فقط از روی علائم بالینی قادر به تشخیص قطعی آنفلوانزای خوکی نیست و تشخیص قطعی آن فقط با انجام تست لابراتواری ممکن است.

آنفلوانزای خوکی چگونه از فردی به فرد دیگر سرایت می کند؟

ویروس آنفلوانزای خوکی دقیقا مشابه آنفلوانزای معمولی سرایت می کند. شما ممکن است از طریق تماس با فرد آلوده و یا لمس کردن سطوح و اشیایی که قبلا توسط این افراد لمس شده اند و سپس دست زدن به چشم و دهان و بینی خود به این بیماری مبتلا شوید. در یک فرد آلوده، انتشار این ویروس به محیط از یک روز قبل از شروع علائم بیماری آغاز می شود و تا یک هفته پس از ابتلا ادامه می یابد.

تا کنون چند نفر به این بیماری مبتلا شده اند؟

تعداد افراد مبتلا به این بیماری هر لحظه تغییر می کند اما طبق آخرین اطلاعات تا تاریخ ۲۸ آپریل ۲۰۰۹ تعداد ۶۴ مورد ابتلا انسان به این ویروس  فقط در ایالات متحده  آمریکا به ثبت رسیده است و در کشورهایی مانند مکزیک، اسپانیا، سویس، چین و برزیل نیز مواردی از ابتلا به این بیماری گزارش شده است. آخرین آمار ابتلا به این بیماری  را در پی نوشت های همین مطلب دنبال کنید.

آنفلوانزای خوکی چگونه درمان می شود؟

ویروس آنفلوانزای خوکی به داروهای ضد ویروس Tamiflu و Relenza حساس است و این داروها به خوبی بیماری آنفلوانزای خوکی را مهار می کنند. این داروها بهترین اثربخشی را زمانی دارند که در ۴۸ ساعت اول ابتلا به این بیماری مصرف شوند.

آیا واکسنی برای جلوگیری از ابتلا به این بیماری وجود دارد؟

خیر. ویروس آنفلوانزای خوکی که انسان ها را مبتلا می کند یک گونه کاملا جدید است و تا کنون واکسنی برای آن ساخته نشده است و ساخت واکسنی برای پیشگیری از ابتلا به این بیماری ممکن است چندین ماه به طول بیانجامد.

بیماری آنفلوانزای خوکی تا چه اندازه خطرناک است؟

شدت و میزان خطر این بیماری در افراد مختلف متفاوت است. به طوری که در Mexico منجر به مرگ تعدادی از مبتلایان شده، در حالی که در افرادی دیگر بدون دریافت داروی ضدویروس، بیماری خود به خود بهبود یافته است. واقعیت این است که این ویروس دائما در حال تغییر ژنتیکی است و ممکن است درآینده خطرناک تر شود و یا از خطر آن کاسته شود. دانشمندان در حال تحقیق بر روی این موضوع هستند.

چگونه می توان از ابتلا به بیماری آنفلوانزای خوکی پیشگیری کنیم؟

  • دستان خود را به طور مرتب با آب و صابون بشویید، مخصوصا زمانی که عطسه یا سرفه می کنید و یا وقتی که از بیرون به خانه باز می گردید.
  • از تماس نزدیک با خوک ها و یا انسان هایی که آلوده هستند بپرهیزید.
  • از دست زدن به اشیا و سطوحی که ممکن است آلوده باشند،مخصوصا در اماکن عمومی بپرهیزید.(مانند میز های کافی شاپ ها و رستوران ها، دستگیره درب وسائل حمل و نقل عمومی، نرده ها و …)
  • از دست زدن به دهان، بینی و چشمان خود بپرهیزید.

منبع اطلاعات و آمار: سایت سازمان بهداشت جهانی

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 19:46 توسط m.rostami |


برای مشاهده روستاهای اطراف زرده بر روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 23:18 توسط m.rostami |

برای مشاهده دیگر تصاویر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 9:44 توسط m.rostami |

بيل گيتس

در سن 43 سالگي ثروتمندترين مرد جهان بود. او از سن 20 سالگي تاكنون رئيس شركت مايكروسافت بوده است كه ارزش آن چيزي در حدود 50 بيليون دلار است (گرچه خود گيتس تاكيد دارد كه بيشتر پول وي در سهام مايكروسافت صرف شده) و ثروت او به اندازه‌اي است كه خارج از درك مردم است. به اين دليل ثروت وي هم مايه رشك ما است و هم كنجكاوي ما را برمي‌انگيزاند.


برای مشاهده مطلب روی ادامه مطلب کلیک کنید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:23 توسط m.rostami |

چگونه با منی؟
من از سلاله ی غمم، چگونه با منی تو ای نوید شادی و امید؟
من آن سقوط شبنمم، با بام خاک انزجار، چکونه با منی تو ای، همیشگی ترین بهار؟
منم سکوت پر غبار لحظه های قرن قرن، چگونه با منی تو ای تمامی شعر و غزل؟
من گور بازارم، من چوبه ی دارم، چگونه با منی تو ای حیات خوب غم کشی؟
چگونه با منی؟
تو که صدای رود می دهی ...
چگونه با محبتت به من وجود می دهی؟
چرا به این سکوت تلخ، طعم سرود می دهی؟
چگونه با خار منی، گل اصیل اطلسی؟
چگونه پر میدی به این، تنگ هوای قفسی؟
چگونه دست می کشی، به ای تن ترک زده؟
چرا، چراغ می دمی، به این وجود یخ زده؟
چگونه ماه می شوی، در این سیاهی شبم؟
چگونه راه می روی، در این سکوت بی لبم؟
چگونه آشنا شوم، در این غریبی وجود؟
چگونه یکصدا شوم؟ صدام عمری خفته است.
چگونه پا به پا شوم، شکسته پا و خسته جان؟
چگونه یک دلت شوم؟ یک دل پیر، یکی جوان
فدای مهربونی ات، چگونه با منی؟ بگو ...
چگونه سنگ این منو، به سینه می زنی؟ بگو ...
فای خاک پای تو، من که به تو نمی رسم.
فدای هر نگاه تو.
خوارم ...
خوارم، ببین در چشم خود، در آینه های روشنت،
خوارم و نابودم و دور، از هر دریچه دیدنت.
فدای تو، فدای تو، من که به تو نمی رسم.
تو خود قبیله ی منی، من اما بی همنفسم.
به چه امید بی خودی، به پای من نشسته ای؟
از این دروغ، چه دیده ای؟ در به حقیقت بسته ای
من سایه ی هر ماتمم، من از خودم هم کمترم!
تو نور هر طراوتی، همیشه بی نهایتی.
چگونه با منی؟ بگو، بگو همیشه ماندگار،
کی فصل پاییز می رسد به فصل سبز نوبهار!؟
چگونه با منی؟ بگو، بگو تمام عادتم،
می دونم عاشقی کمه! من خالی از لیاقتم.
چگونه با منی؟ بگو، بگو فدای بودنت،
خوارم و نابودم و دور، از هر دریچه دیدنت.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:19 توسط m.rostami |

چایخانه
چایخانه یا قهوه‌خانه در گذشته، محلی بوده‌ است برای نوشیدن چای و خوردن ناهار و شام، که بعدها اموری نظیر اطلاع‌رسانی، نشر افکار و اخبار اجتماعی-اقتصادی و حتی سیاسی و نیز سرگرمی‌هایی چون مدیحه‌سرایی، نقالی، شاهنامه‌خوانی، غزل‌خوانی، سخنوری و مشاعره نیز در آن جایگاهی پیدا کردند و این مکان به عنوان نهاد با اهمیتی از جهت فرهنگی معرفی شد.
چایخانه در ایران حدود ۴۰۰ سال قدمت دارد. پیشینه ی مصرف چای در ایران به قرن هفدهم میلادی می‌رسد. جهانگردان از چایخانه‌هایی گفته‌اند که بزرگان و توانگران در آن جا جمع شده و چای می‌نوشیدند.

ورود چای به ایران
بوته ی چای برای نخستین بار در چین و در حدود پنج هزار سال پیش شناخته شد و به تدریج خواص درمانی آن کشف شد. علاوه بر آن از چای برای مصارف رنگ‌آمیزی نیز استفاده می‌شده ‌است. محمدعلی، معروف به کاشف السلطنه چایکار، متولد ۱۲۴۴ خورشیدی در تربت حیدریه، که از دارالفنون و سپس از سوربن فرانسه فارغ‌التحصیل شده بود، با عنوان ژنرال کنسول ایران (در سال ۱۲۷۶ خ) مأمور خدمت در هند شد. وی به عنوان سفیر ایران در هندوستان در روزگار مظفرالدین شاه قاجار، اولین فرد ایرانی است که با همت والای خود و در نقش یک بازرگان فرانسوی به فراگیری شیوهٔ کاشت و مصرف چای در ایران و جهان پرداخت.
منقول است که او دانه‌های چای را درون عصای خود چید و آنها را وارد ایران کرد. همچنین او شهر لاهیجان را به دلیل وجود هوای مناسب برای کشت چای انتخاب کرد.

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:8 توسط m.rostami |

معنی عشق
سر کلاس درس معلم پرسید: هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟
هیچکس جوابی نداد. همه ی کلاس یکباره ساکت شد. همه به هم دیگه نگاه می کردند، ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین، در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود. بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید. بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و گفت: لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟
لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت: عشق؟
و دوباره یه لبخند تلخ زد و گفت: عشق ... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو دیدی که بهت بگه عشق چیه؟
معلم مکث کرد و جواب داد: خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم.
لنا گفت: بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید و ادامه داد:
" من شخصی رو دوست داشتم و دارم، از وقتی که عاشقش شدم با خودم عهد بستم تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص دیگه ای رو توی دلم راه ندم، برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم خیس می شد، اما دوستش داشتم. بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم، هر کاری...
من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش فهمیدم اون حتی قبل از اینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده. چه روزای قشنگی بود، SMS بازی های شبانه، صحبت های یواشکی. ما با هم خیلی خوب بودیم، عاشق هم دیگه بودیم. از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری برای هم می کردیم. من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم بشی. عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو به خاطرش از دست بدی. عشق یعنی از هر چیز و هر کسی به خاطرش بگذری. اون زمان خانواده های ما زیاد با هم خوب نبودند. اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم موضوع رو گفت. پدرم از این موضوع خیلی ناراحت شد. فکر نمی کرد توی این مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد، ولی اومده بود. پدرم می خواست عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم، نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو می زنه رفتم جلوی دست پدرمو گرفتم و گفتم پدر منو بزن. اونو ول کن، خواهش می کنم بذار بره. بعد بهش اشاره کردم که برو. اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم که بجای من تو رو بزنه. من با یه لگد اونو به اونطرفتر پرتاب کردم و گفتم بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم من رو به باد کتک گرفت. عشق یعنی حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راحتیش تحمل کنی. بعد از این موضوع عشق من رفت. ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم اون رفت و از اون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت. اون فقط یه نامه برام فرستاد که توش نوشته شده بود:
لنای عزیز همیشه دوستت داشتم و دارم، من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم. منتظرت می مونم شاید ما توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم. خدا نگهدار گلکم، مواظب خودت باش."
لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کرد و گفت: خب خانم معلم گمان می کنم جوابم واضح بود.
معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت: آره دخترم می تونی بشینی.
لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم مدرسه داخل شد و گفت: پدر و مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی از بستگان.
لنا بلند شد و گفت: کی؟
ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان...
دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتاد...
لنا نفس نمی کشید و یا شاید تازه داشت طعم نفس کشیدن رو پیش عشقش تجربه می کرد...

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 22:7 توسط m.rostami |